سن میانه: هنگامی که نارسایی قلب به خطر می افتد

بعضی وقتها در زمستان، زمانی که من در تلاش برای تعیین مهلت پذیرفته شدم، من را مجبور به ثبت نام برای کوپید OK و رفتن به چند تاریخ. یک زن بودم که به یاد داشته باشید که آن را با استفاده از کامپیوتر الکترونیکی می توان دید. ما کل هفته را که منجر به شام ​​خوردن ما بود، در ابتدا از طریق برنامه چت کردیم و در نهایت فارغ التحصیل شدیم به متن. به نظر می رسید امیدوار کننده بود.

یکی از اولین چیزهایی که من به یاد می آورم صحبت کردن در مورد آن بود که موفقیت او در حرفه او بود و یا اینکه آیا من با آن پرتاب می شود. من توضیح دادم که، البته، من نمی خواهم. من همیشه توسط افراد موفق موفق شده ام. به عنوان یک حقیقت، این فقط نوعی از افرادی است که امیدوار بودم تا امروز. من همیشه با زنانی که شکست خورده، ناپایدار و یا کسل کننده بودند، چالش های بیشتری داشتم. من متوجه شدم که او اخیرا به عنوان مدیر مالی برای شرکت هیجان انگیزش تبلیغ شده است.

بنابراین، هفته به طول انجامید و ما به متن ادامه دادیم تا زمانی که تصمیمی گرفته شود که در یک رستوران آسیایی Fusion در آخر هفته ملاقات کنیم. همانطور که ما غذا خوردیم، او با داستان هایی در مورد شوهر سابقش و اینکه چگونه در اطراف او سقوط کرد، مردی از شرکت تلفن که او چهار ماه به طول انجامید و از الاغ خسته شده بود و فروشنده خودروش می دید که بیشتر وقت استدلال می کرد با او از هر چیز دیگری.

من مقدار زیادی از آنچه را که با دانه نمک گفته بودم گرفتم. من یاد گرفته ام که این کار را انجام دهم وقتی که فقط یک قسمت از هر داستان را می شنوم. من برای دومین بار تردید نکردم که همسر سابقش بیش از حد نوشید، مرد تلفن هم خسته کننده بود و فروشندگان خودرو برای تستوسترون بسیار زیادی داشتند، اما مطمئن هستم که همه سه داستان برای خود داشتند. هیچ یک از اینها به هیچ وجه به من تاثیر نگذاشت. من جالب بودم و امیدوار بودم که یک بار دیگر بمانم.

صبح روز بعد، من به یک متن بیدار شدم که توضیح داد که احساس می کند ما فقط “خیلی متفاوت” هستیم تا کار کنیم. من، البته، تعجب کردم. آیا روز کار بود که به اندازه کافی پربرکت نبود؟ آیا تاریخچه من در بازیابی بود؟ آیا ارتفاع من بود؟ آیا درآمد من بود؟ من نمی توانستم مطمئن باشم اما خوشبختانه حدود 9000 کلمه دیگر برای نوشتن برای پایان دادن به کتابم و دو هفته برای نوشتن آن تا به حال ندیده ام، به طوری که زمان زیادی برای یادآوری نداشتم.

من اخیرا در قطار بودم و دو زن که در طول راهرو صحبت میکردند، نمیتوانستند حرف بزنند. آنها سالهای متمادی بودند، تلاش می کردند تا امروز و به نظر می رسد کار بسیار خوبی در این زمینه انجام نمی دهند. این CFO درست را به خط مقدم افکار من به ارمغان آورد، زیرا، رک و پوست کنده، آن را خیلی خوب می توانست او بود که گفتگو همان.

به عنوان یک ناظر معمول، متوجه شدم که برای بسیاری از افراد میانسال از ترس و وحشت بر نمی آید. زنان در قطار به نظر می رسید که در مورد این واقعیت است که هر مردی که سن آنها سالم بود، در حال حاضر در یک رابطه بود و برای تمام اهداف و اهداف ممنوعیت معجزه همه چیز – آنها باید برای سوار شدن آماده شوند پنجاه و شصت سالگی خود را تنها بگذارید.

من با این ترس هم خیلی جدیت نداشتم. اگر کسی صبح روز بعد از تاریخ فیوژن آسیا با من همراه بود من آنها را از لفاظی های مشابه می گرفتم. با این حال، برای بسیاری از مردان در جامعه ما، صرف تلاش برای ادامه دادن است. من مطمئن نیستم که تعداد زیادی از زنان به راحتی با چشم انداز یک رشته بی پایان از فاجعه شش هفته تحت کمربند خود احساس راحتی کنند.

من همیشه فوق العاده محتاطانه در مورد ایجاد تعاریف جنسیتی هستم، اما صادقانه بگویم، حتی اگر یک زن با استانداردهای دوگانه آمریكا كه مانع از این نوع رفتارها می شود، مانع از آن نمی شود، مانع از آن می شود. بسیاری از زنان در این رده سنی در خانه هستند. این فقط توصیه نمی شود که با هر مردی که علاقه دارد نشان دهید و یک خط خوب از bullsh * t داشته باشید. در واقع، این می تواند کاملا خطرناک باشد.

از سوی دیگر، هرچند گاهی اوقات مفید است که به یاد داشته باشید که “آینده” به سادگی یک مفهوم انتزاعی است که ما توجه زیادی به آن می کنیم. من هیچ کس را برای آن نادیده نگیر این در کنار خطوط بسیاری از ساختارهای اجتماعی دیگر قرار دارد که ما برای مدت طولانی تحریم شده ایم. به طور عمده، افراد میانسال اغلب به هر تاریخی قدم می زنند، به شرط اینکه تمام تراشه های خود را روی «سیاه 32» قرار دهند. به نظر می رسد همه چیز در مورد احساسات روده و میزان سازگاری که آنها در یک 45 دقیقه درک می کنند ملاقات.

هنگامی که ما به زمان هایی که ما جوانان را به طرز عجیب و غریبی فرو می بریم فکر می کنیم، فشار زیادی وجود دارد. شاید این کار را انجام دهد، شاید این کار را نکن شاید با هم بخوابید، شاید نتوانید. ما فردی را در یک مهمانی ملاقات می کنیم و در مورد اینکه چقدر طول می کشد تا چنچر را بچرخانیم و در مورد اینکه آیا آنها “یکی” بودند یا نه، تعجب می کردند. این لوکس باعث شد همه چیز به صورت زیست محیطی و به دلایلی مناسب اتفاق بیفتد. ما چک کردن جعبه ها و منجر به عقل محض ما نیست.

حقیقت غم انگیز این است که شما آن را عجیب و غریب پیدا کنید، درست همانطور که جهان از اختلال و هرج و مرج متولد شد، بنابراین عشق نیز هست. این را حس می کنید، اینطور نیست؟ گفته شده است که ما از همان ماده ساخته شده است که میلیون ها سال پیش ستاره ها را در خود جای داده است. ما می توانیم تلاش کنیم که همه چیز را که می توانیم فکر کنیم از خود جدا می کنیم از کیهان، اما شما نمی توانید مادر طبیعت را نادیده بگیرید. ما باید کمی از این هرج و مرج را بگذاریم و یا بله، ما فقط می توانیم خودمان را پیدا کنیم.

قبلا در اینجا منتشر شده و با مجوز نویسنده مجددا چاپ شده است.

آنچه را که شما فقط خواندید چیست؟ نظر زیر را بنویسید یا یک پاسخ بنویسید و نظر خود را در این قسمت در کادر قرمز زیر، که به پورتال ما ارسال شده است، ارسال کنید.

به پروژه ◊ ◊ ◊

برای دریافت نامه الکترونیکی نوشتاری خود، برای دریافت نوشتار در صندوق پستی خود دو بار در هفته ثبت نام کنید.

عکس: Shutterstock

 

٪ item item_read_more_button ٪٪